خرید بک لینک

آدمها بالاخره یک روزی یک جایی، در یک لحظه تمام میشوند...!
نه که بمیرند، نه! روزی میرسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت میشوند... به آن روز میگویند: "پیری" . آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد. این دیگر به چگونه تا کردن زندگی با انسانها بستگی دارد...

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 16:06

چه مهربان بودی ای یار،ای یگانه ترین یارچه مهربان بودیوقتی دروغ میگفتی!!!دیشب به دعا احتیاج داشتم. اما مطمین نبودم که آیسان دعام کنه، برای همین نگفتم. قرار بود دو تا اتفاق بیفته که اولی انجوری که تصورشو داشتم پیش نرفت، اما خدا کنه که خوب بشه. اما دومی اونی شد که چند ساله دلم میخاست. "خدا رو خییلی دوست دارم" . یه مورد هم برای پنچشنبه است که امیدوارم اون روز، روز من باشه.

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 16:06

در قلب من، یه دختری هست که زندگی میکنه، این راز منه که تا حالا به هیشکی نگفتم، اون برای من حکم "جان اسمیت" برای جودی ابوت داره. با این که ندیدمش، رفت و دیگه هیچ وقت نتونستم ببینمش، همیشه تو دلم باهاش حرف زدم و نوشتم، وقتی تمام فرصت های دیدن و حرف زدن رو ازم گرفت، تمام تلاشم رو برای نگه داشتنش کردم، تقلا میکردم و از سر ناعلاجی التماس میکردم حداقل اجازه بده بعنوان طرفدار همیشه دورا دور از احوال هم خبردار باشیم، هر کی بشنوه قطعا نمیتونه نیت خوبی به این درخواست داشته باشه اما خداسرشاهده که سرسوزنی آلوده به هوس نبود.عشق یعنی داشتن کسی که آدمو سر ذوق بیاره، بودن کسی که بخاطرش هر کاری کنی، هر سختی رو تحمل کنی، حاضر باشی هر گذشتی رو انجام بدی اما اون آدمه تو زندگیت باشه، اصلا بنظرم داشتن یه عشق سوخت لازم برای زندگیه، اون قدرت و انرژی لازم برای تلاش کردن، نه دویدن سمت موفقیت و خوشبختی دونفره، انگیزه که باعث میشه هدف داشته باشی، یه دلگرمی که پشتت به زندگی گرم بشه، مثل قندی که تلخی چایی رو میگیره، داشتن همچین آدمی یه نعمته، بفهمی کسی هست که چشم انتظارته، وقتی سوار اتوبوس میشدیم، میون راه که وایمیستاد، موقع حرکت کردن میپرسید همسفر همه نشستن؟ راستی اگه یه آدم تنها گم بشه، کی بلند میشه تا بگه بغل دستی من چند روزه، نه چند ماه، شایدم چند ساله که گم شده. اگه هر آدمی تو مسیر زندگی یه همسفر نداشته باشن، اونوقت کی جای خالیشو میفهمه؟" سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من. جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من. با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم. چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من..."

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 16:06

شـب عـاشـقـان بـیدل چـه شبی دراز باشدتـو بـیـا کـز اول شب در صبـح باز باشدعـجـب اسـت اگر توانم که سفر کنم ز دستتبـه کـجـا رود کـبـوتـر که اسیـر باز باشدز مـحـبـتـت نخـواهـم که نظر کنم به رویتکـه محب صادق آن است که پاکباز باشدبـه کـرشـمـه عـنـایـت نگهی به سوی ما کنکـه دعـای دردمـنـدان ز سـر نـیـاز باشدسخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشمبـه کـدام دوسـت گویم که محل راز باشدچـه نـمـاز بـاشـد آن را که تو در خیال باشیتـو صـنـم نـمیگـذاری کـه مرا نماز باشدنه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتمکـه ثـنـا و حمـد گوییم و جفا و ناز باشددگـرش چـو بـازبینی غـم دل مگـوی سعدیکـه شـب وصـال کوتاه و سخن دراز باشدقـدمـی کـه بـرگرفتی بـه وفـا و عـهـد یاراناگـر از بـلـا بـتـرسـی قــدم مَـجـاز باشد

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 7:13

ریشه که داشته باشی؛ به لبه پرتگاه میایی اما سقوط نمیکنی،
ریشه شعور، تربیت، شخصیت و انسانیت و شرف واقعی یک انسان است و ربطی به پول و تحصیلات ندارد.

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 7:13

صفحه بندی